نویسنده: امیرمهدی نقوی

یک جستجوگر در حال سفر، یک عکاس ،برنامه نویس ،شاید یک دوست. با افتخار یک برادر و یک دایی هم هستم!

دروازه ای که بسته س

25 اکتبر 2018 0

کم کم دارم به این ضرب المثل در همه ی جوانب ایمان میارم. ” الناس علی دین ملوکهم ” تازه ترین جنبه ای که ازش کفش کردم دیکتاتوری در فکرکردن هست. یعنی چنان به عقاید و باور های خودمون اعتقاد داریم که هیچ صحبتی را حتی حاضر به شنیدن نیستیم، اگر هم بشنویم چنان از دروازه…

نوشته شده توسط امیرمهدی نقوی

این “من می توانم”، از اوناش نیست که باعث افتخار و مباهاته…

6 سپتامبر 2018 0

چشماتو ببند! بستى؟ چى ديدى؟ هيچى؟ سياهى؟ ذهنتم ميتونى ببندى؟ ميتونى پلكاى ذهنتو ببندى؟ ميتونى نفهمى؟ ميتونى ندونى كه يه بچه همين الان كه كه با خيال راحت دراز كشيدى و نگران دلارى با گرسنگى خوابيده؟ ميتونى نفهمى ندارى و فقر حق هيچ بچه اى نيست؟ ميتونى چشماتو ببندى، اما ميتونى نفهمى يه بچه تو…

نوشته شده توسط امیرمهدی نقوی

کار نکرده و ثوابِ اومده!

4 سپتامبر 2018 0

پریروز تو کارگر شمالی نرسیده به بلوار کشاورز داشتم میرفتم که یک اتفاق باعث شد ذهنم به دور دست ها، زمان دبیرستان نزد اقای امینی بره. امیرحسین امینی عزیزم، معلم اخلاق و بزرگوارم که ازش خیلی چیزا یاد گرفتم و بخاطر نگرش و اخلاق و این چیزی که هستم بهش مدیونم و قطعا اگرخوبی ای…

نوشته شده توسط امیرمهدی نقوی

چششششم

29 آگوست 2018 0

من خیلی حالم خوبه و الان جدا شوق نوشتن دارم بعد این مدت غفلت در بروزرسانی بلاگ. دلیلش را میپرسی؟ الان میخام بگم… میدونی چیه؟ تنبلی، کرختی و پشت گوش انداختن بخش بزرگی از زندگیم را تشکیل داده بود. (چرا “بود”؟ چون دیگه نمیذارم باشه). هر روز به بهونه عشق و علاقه به پیشرفت و…

نوشته شده توسط امیرمهدی نقوی

فکرای نفرت انگیز

16 آگوست 2018 0

دروغ میگفتن حرف بزن #حرف_نزن البته وقتی باهاش روبرو میشی،با خستگی، با دلخوری، ناراحتی، کلافگی و عصبانیت شکوه و گلایه کردن دیگه تو فیلما هم جواب مثبت نداره. باید برای یافتن نمونه های موفقی از گله کردن و جواب خوب شنیدن به کتاب های قدیمی رجوع کنی. دیگه عشقای آتیشی الان هم مجالی برای عرض…

نوشته شده توسط امیرمهدی نقوی

دات نت کارای ایرانی!

13 آگوست 2018 0

دیروز مجتبی با هیجان برام میگفت که باورم نمیشه فلان OMS (که میدونستم چقدر داغونن با اینکه حجم خیلی بزرگی از بازار را دارن!!!) قراره از این به بعد پیام هاشون را روی message broker مون بفرستن و از خر شیطون پایین اومدن و قراره یه سرویس خوب بدن. قبلا ما ته امال و ارزوهامون…

نوشته شده توسط امیرمهدی نقوی

سد ذهنی

5 آگوست 2018 4

پرده اول : در هند برای رام کردن فیل های سرکش صبر نمیکنن اونا بزرگ بشن و بعدش با هزارتا تازیانه و شلاق رامش کنن. در دوران طفولیت اون رو به یک درخت بزرگ می بندن. هرچقدر اون پسر بچه( فکرنکنم این کار را با دخترا بکنن اونا بنظر اروم میان!) تقلا میکنه و خودشو…

نوشته شده توسط امیرمهدی نقوی

درآمد

3 آگوست 2018 2

بنام خدا همیشه شروع سخت ترین قسمت کاره! با یک استثنا عشق! و عشق اسون نمود اول ولی افتاد مشکل ها کلی مدت درباره چرایی ه کار فکر میکردم. مدتی درباره نحوه پیاده سازی سایت و یکی دو روزی هم درگیر تم سایت ! اره تصمیم به بلاگ نویسی گرفتم. چیزی که حس میکنم موندگار…

نوشته شده توسط امیرمهدی نقوی